مرجع دانستنی های ازدواج و زناشویی
ازدواج وحدتی اجتماعی یا قراردادی قانونی بین مردم است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی می‌شود.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : RRB 1985
نویسندگان
نظرسنجی
شما به ما بگید که راجع به چه مطالبی بیشتر به اطلاعات نیاز دارید . برای شما فراهم می کنیم ...





بحث ازدواج موقت یا همان صیغه در حدود سال 1370 با سخنان علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری وقت که صیغه را به عنوان راهکاری برای مقابله با معضلات جنسی جوانان مطرح کرده بود، آغاز شد ولی این بحث به علت مخالفت های سنگینی که پیش آمد برای بیش از یک دهه به حاشیه رفت. در سال 1381 نیز با طرح راه اندازی خانه عفاف بالا گرفت که بعد اعلام شد طراح آن دستگیر شده و خود سابقه منکراتی داشته است. بار دیگر در سال 1386 مصطفی پورمحمدی، وزیر کشور خواستار رواج "صیغه" (با عنوان ازدواج موقت) با هدف "جلوگیری از شیوع فساد در جامعه" شد.هرچند که بعدا غلامحسین الهام سخنگوی دولت اعلام کرد "سخنان اخیر وزیر کشور درباره ازدواج موقت، از جایگاه یک روحانی بوده است و نظر دولت نیست. این امر مربوط به دولت به عنوان قوه مجریه کشور نیست."همچنین در لایحه حمایت از خانواده که موجب می شد متعه مثل ازدواج اول بدون هیچ محدودیت و کنترلی رایج شود، بحث های زیادی پیش آمد و سرانجام این لایحه برای بررسی و رفع اشکالات آن از دستور کار مجلس خارج شد.علاوه بر این وب گاه هایی نیز در اینرنت برای ترویج صیغه و آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر ایجاد شده است.


انتقادات
انتقادات بر صیغه بر پایه مواردی چون ایجاد تبعیض های اجتماعی و حقوقی علیه زنان، مغایرت با اسلام، "کلاه شرعی" بودن برای روسپی گری، رواج بیماری های آمیزشی مانند ایدز، نقض حقوق کودک حاصل از صیغه، ازهم پاشیدن خانواده ها است.از نظر فرهنگی، در جامعه ایران بسیاری "صیغه" را نوعی "کلاه شرعی" برای روسپی گری می دانند. روسپی گری در ایران جرم بوده و مجازات شلاق دارد اما خواندن یک متن صیغه از جانب عاقد، آن را شرعی می کند.منتقدان معتقدند که صیغه موجب ایجاد تبعیض های اجتماعی و حقوقی علیه زنان می شود. زیرا در قوانین "صیغه" منافع مرد بر منافع زن برتری دارد و می افزاید: "در این جا فقط لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده است نه زن. همچنین ازدواج موقت موجب نقض حقوق زنان می شود زیرا در ازدواج موقت، زنان از مردان ارث نمی برند و مرد ملزم به پرداخت نفقه نیست.مخالفان معتقدند اغلب مردان متاهل برای صیغه اقدام می کنند که این امر موجب فروپاشی خانواده ها می شود.یکی دیگر از مشکلات مربوط به کودک این است که از آنجا که ثبت صیغه الزامی نیست، زنانی که باردار می شوند، نمی توانند ثابت کنند بچه از شوهر موقت است. چنان که طبق اعلام نماینده قوه قضائیه، تعداد زیادی پرونده در دادگاه ها وجود دارد که بعد از بارداری زن، مرد خود را پنهان کرده است و یا بچه را انکار می کند. عده ای از مخالفین مسلمان، دلیل مخالفت خود نسبت به ازدواج موقت را، "نسخ به آیات قرآن" ذکر می کنند و معتقدند که ازدواج موقت به استناد تعدادی از آیات قرآن منسوخ است. از جمله اینکه زن در ازدواج موقت زوجه نیست برای آنکه از شرایط زوجیت این است که ارث ببرد و بتوان او را طلاق داد و در آن لعان و ظهار جاری شود و دارای عده باشد و حق نفقه داشته باشد و حال آنکه هیچ یک از این شرایط در ازدواج موقت نیست و از تمام شوون زوجیت محروم است. همچنین ازدواج موقت ارث ندارد و زوجه دائم ارث دارد و با توجه به ارث زوجین، چون در ازدواج موقت زوجین از یکدیگر ارث نمی برند، پس قرآن ناسخ آیه ازدواج موقت است. علاوه بر آن چون ازدواج موقت طلاق ندارد و طلاق هم از لوازم زوجیت است پس متعه زوجه نیست و چون زوجه نشد، آیه طلاق ناسخ آیه متعه می باشد در صورتیکه اگر متعه زوجه بود، باید بتوان آن را طلاق داد و حال آن که در ازدواج موقت طلاق ندارد. همچنین مخالفان مسلمان، با استناد به دستورات و سنت پیامبر متعه را حرام می دانند. عمده ترین استناد اهل سنت در مورد حرمت ازدواج موقت بر تحریم آن به واسطه سنت و احادیث پیامبر است.

آیت الله محی الدین حائری شیرازی
اگر نهی از ازدواج موقت موجب این شده باشد که یک دختر و پسر مسلمان چندین دوست غیرهمجنس داشته باشند و با افراد متعدد در ارتباط جنسی باشند، آن وقت چه کسی جواب این چالش را می دهد؟موضوع این است که آیا ازدواج موقت در دین، به عنوان یک ضرورت و مسئله ای که باید در جامعه جاری و ساری باشد مطرح شده است یا اینکه دین ازدواج موقت را در شرایط خاص و برای برخی از افراد می داند؟شما فرض کنید دین نبود، عقل که هست. عقل می گوید که ازدواج دائم، انتخاب شریک زندگی برای همه عمر یک انسان از لحظه انتخاب است و عقل می گوید که شریک دائم زندگی مختصات خودش را دارد. هر انسانی با هر مسلکی قبول می کند که اطفای غریزه جنسی، هدف اصلی از انتخاب شریک زندگی نیست. در صدر اسلام هم خانواده بوده و هم غلام و کنیز. الان که غلام و کنیز نیست و تنها راه ارضای جنسی حلال، ازدواج است و اگر تنها راه ازدواج، دائم باشد یعنی جنون جامعه. کسی که تنها راه اطفای جنسی که امری آنی است و نیاز لحظه ای است را ازدواج دائم قرار می دهد، هیچ شناختی از جامعه بشری ندارد.وقتی شما به مسافرت می روید و می خواهید در بین مسیر، غذا میل کنید آیا برای خوردن یک وعده غذا در مسیر سفر، خانه می سازید یا اینکه چادری موقتی برپا می کنید تا برای لحظه ای کوتاه سرپناه داشته باشد؟ انتخاب شریک زندگی و ازدواج دائم مانند خانه ساختن است و چادر زدن در بین مسیر، سفر مانند ازدواج موقت است. جامعه اسلامی از شرایط عقلی انسانی جدا نیست و احکام اسلامی براساس شرایط واقعی و عقل طراحی شده است، پس جامعه اسلامی اطفای نیازهای جنسی را در ازدواج می داند، اما فراموش نکنیم که ازدواج موقت هم نوعی ازدواج است که تعهدات مخصوص خود را دارد.ایده آل این است که دختر در سن مناسب شریک دائم زندگی اش را درست انتخاب کند، در شرایطی که باکره است، اما نباید به دخترمان شرایطی را تحمیل کنیم که زندگی او "لایموت فیها و لا یحیی" شود.مگر شهوت، دختر و پسر می شناسد؟ اگر به دختر هم بگویید که تنها راه اطفای شهوت آنی او انتخاب شریک دائم زندگی است، ممکن است دختر هم در انتخاب شریک دائم زندگی اش تعجیل کند و بدون تعمق و تدبیر ازدواج کند. آنوقت بعد از مدتی کوتاه که نیاز ش برطرف شد، احساس می کند که این شوهر به درد او نمیخورد. اما وقتی دختر و پسر نیاز آنی خود را برطرف کرده باشند، آنوقت می روند تا عاقلانه انیس و مونس خود را انتخاب کنند.

شهید مطهری
شما اگر امروز یک پسر محصل هجده ساله را که شور جنسی او به اوج خودرسیده است تکلیف به ازدواج بکنید،به شما می خندند.همچنین است یک دخترمحصل شانزده ساله.عملا ممکن نیست این طبقه در این سن زیر بار ازدواج دائم بروند و مسوولیت  یک زندگی را بپذیرند. از شما می پرسم:آیا با این حال،با طبیعت و غریزه چه رفتاری بکنیم؟آیا طبیعت حاضراست  به خاطر اینکه وضع زندگی ما در دنیای امروز اجازه نمی دهد که در سنین شانزده سالگی و هجده سالگی ازدواج کنیم دوران بلوغ را به تاخیر بیندازد و تا مافارغ التحصیل نشده ایم غریزه جنسی از سر ما دست بردارد؟ آیا جوانان حاضرند یک دوره "رهبانیت موقت "را طی کنند و خود را سخت  تحت فشار و ریاضت قرار دهند تا زمانی که امکانات ازدواج دائم پیدا شود؟فرضاجوانی حاضر گردد رهبانیت موقت را بپذیرد،آیا طبیعت حاضر است از ایجادعوارض روانی سهمگین و خطرناکی که در اثر ممانعت از اعمال غریزه جنسی پیدامی شود و روانکاوی امروز از روی آنها پرده برداشته است صرف نظر کند؟ دو راه بیشتر باقی نمی ماند:یا اینکه جوانان را به حال خود رها کنیم و به روی خود نیاوریم;به یک پسر اجازه دهیم از صدها دختر کام برگیرد،و به یک دختر اجازه دهیم با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد و چندین بار سقط جنین کند،یعنی عملاکمونیسم جنسی را بپذیریم;و چون به پسر و دختر"متساویا"اجازه داده ایم،روح اعلامیه حقوق بشر را از خود شاد کرده ایم، زیرا روح اعلامیه حقوق بشر از نظربسیاری از کوته فکران این است که زن و مرد اگر بناست به جهنم دره هم سقوط کننددوش به دوش یکدیگر و بازو به بازوی هم و بالاخره  "متساویا"سقوط کنند. راه دوم ازدواج موقت و آزاد است.ازدواج موقت در درجه اول زن را محدودمی کند که در آن واحد زوجه دو نفر نباشد.بدیهی است که محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نیز خواه ناخواه هست.وقتی که هر زنی به مرد معینی اختصاص پیداکند قهرا هر مردی هم به زن معینی اختصاص پیدا می کند،مگر آنکه از یک طرف عددبیشتری باشند.بدین ترتیب پسر و دختر دوران تحصیل خود را می گذرانند بدون آنکه رهبانیت موقت و عوارض آن را تحمل کرده باشند و بدون آنکه در ورطه کمونیسم جنسی افتاده باشند. این ضرورت اختصاص به ایام تحصیل ندارد،در شرایط دیگر نیز پیش می آید. اصولا ممکن است زن و مردی که خیال دارند با هم به طور دائم ازدواج کنند و نتوانسته اند نسبت به یکدیگر اطمینان کامل پیدا کنند،به عنوان ازدواج آزمایشی برای مدت موقتی با هم ازدواج کنند;اگر اطمینان کامل به یکدیگر پیدا کردند ادامه می دهندو اگر نه از هم جدا می شوند. ادیان آسمانی عموما بر ضد هوسرانی و هوا پرستی قیام کرده اند،تا آنجا که درمیان پیروان غالب ادیان ترک هوسرانی و هوا پرستی به صورت تحمل ریاضتهای شاقه درآمده است. امتیاز اسلام از برخی شرایع دیگر به این است که ریاضت و رهبانیت را مردودمی شمارد،نه اینکه هواپرستی را جایز و مباح می داند.از نظر اسلام تمام غرایز(اعم ازجنسی و غیره)باید در حدود اقتضا» و احتیاج طبیعت اشباع و ارضا» گردد.اما اسلام اجازه نمی دهد که انسان آتش غرایز را دامن بزند و آنها را به شکل یک عطش پایان ناپذیر روحی درآورد.از این رو اگر چیزی رنگ هوا پرستی یا ظلم و بی عدالتی به خود بگیرد،کافی است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست. جای تردید نیست که هدف مقنن قانون ازدواج موقت این نبوده است که وسیله عیاشی و حرمسراسازی برای مردم هوا پرست و وسیله بدبختی و دربدری برای یک زن و یک عده کودک فراهم سازد. مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اکرم در برخی از سفرها که مسلمانان از همسران خود دور می افتادند و درناراحتی بسر می بردند، به آنها اجازه ازدواج موقت می داده است.امام جعفرصادق علیه السلام می فرمود:یکی از موضوعاتی که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کردموضوع متعه است. اینجا بود که یک مصلحت و حکمت ثانوی با حکمت اولی تشریع نکاح منقطع توام شد و آن کوشش در احیا» یک "سنت متروکه "است.به نظر این بنده آنجا که ائمه اطهار مردان زندار را از این کار منع کرده اند به اعتبار حکمت اولی این قانون است،خواسته اند بگویند این قانون برای مردانی که احتیاجی ندارند وضع نشده است،همچنانکه امام کاظم علیه السلام به علی بن یقطین فرمود: "تو را با نکاح متعه چه کار و حال آنکه خداوند تو را از آن بی نیاز کرده است." علی علیه السلام می فرماید:"هر گاه بدانم شخص نا اهلی متعه کرده است،حد زنای محصن را بر او جاری ساخته و سنگسارش خواهم کرد." از سخنان بسیار پر ارزش امیر المومنین این است که:"اگر عمر سبقت نمی جست و متعه را تحریم نمی کرد،احدی جز افرادی که سرشتشان منحرف است زنا نمی کرد". یعنی اگر متعه تحریم نشده بود،هیچ کس از نظر غریزه اجبار به زنا پیدا نمی کرد;تنهاکسانی مرتکب این عمل می شدند که همواره عمل خلاف قانون را بر عمل قانونی ترجیح می دهند.

منبع : تابناك






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تبلیغات